دوست خوبم مروارید جان از من خواسته که ترسهای کودکیم رو بنویسم. ۱ـ در کودکی از هرچیزی که میترسیدم سرم میومد. ۲ـ از کتک خوردن خیلی می ترسیدم همیشه می خوردم. (ولی حالا دیگه نمی ترسم). ۳ـ توی مدرسه کار خرابی که می کردم می ترسیدم زنگ بزنن به بابام.(منم مجبور بودم تلفن خونه رو همیشه قطع کنم).البته تا زمانی که بابام موبایل نداشت. ۴ـ دختر خالم و دختر دایم رو دوست داشتم همیشه میترسیدم از دستشون بدم و بلاخره........ ۵ ـ از یه مریضی خیلی می ترسیدم بلاخره گریبان گیرم شد. ۶ ـ یه دختر رو سه سال تموم دوست داشتم و می ترسیدم از دستش بدم تا اینکه همینطور شد. ۷ ـ هیچ وقت از مرگ نترسیدم.(اگر می ترسیدم ممکن بود تا حالا مرده بودم).
+ نوشته شده در جمعه 24 فروردین1386ساعت 12:17 توسط بی تارو پود |
| ||||||